يكى از اقوام ما كه خانمى حدود 70 ساله است يا شايد هم بيشتر و الان بيشتر از 10-12 ساله كه نديدمش، يك حرفى ميزنه كه يه جورايى همه جا به كار مياد. اين خانم بنده خدا، هميشه عمرش هر چى دلش ميخواست به بقيه مى گفت آخرش قبل از اينكه هر كسى ديگه بخواد حرفى بزنه بلافاصله مى گفت يعنى معنى نداريم، من حرفم رو زدم تعبير لازم نداره حالا شديدا دلم ميخواست اين وبلاگستان يك در ورودى داشت و سر درش يك تابلو نصب مى شد با اين عنوان كه يعنى معنى نداريم.
اين حرف رو كه دارم ميزنم خداييش كسى نگه واى مرجان چه عصبانى بودى، اصلا عصبانى نيستم، در كمال آرامش دارم ميگم، فرهنگ وبلاگستان هم داره راه خطا ميره. خيلى ها وبلاگ رو ميخونند كه از توش چيز هايى در بيارند كه خودشون دوست دارند بشنوند. اينكه من چيزى بنويسم و يك عده با هم هورا بكشند كه آى فلانى اين مشكل رو داره يا فلان شادى رو داره. من ميام مينويسم من باب شوخى با آقايون، ميشنوم جدى انگار دلت واسه يك مرد خوب تنگ شده، يا نصيحتى خواهرانه كه مرجان جون حتما يك ايرادى دارى كه مردها همه فرار مى كنند. از نصيحت شما دوست عزيز ممنونم اما آيا واقعا آمار رمندگان و فرار كرده هاى زندگى من رو داريد؟؟؟ از يك جمله يا حتى يك نوشته نميشه روى راوى قضاوت كرد.
اما اين قسمت كار فاجعه است كه كسى مياد از تو به عنوان نويسنده اين وبلاگ براى خودش شخصيتى اهورايى ميسازه و بعد از مدتى اون انتظاراتش رو نميگيره، شروع ميكنه به فحش و بد و بيراه، به من صاحب وبلاگ، كه چى؟ كه من اون چيزى نبودم كه تو ميخواستى؟؟؟؟؟ كه من اون فرشته روياهاى تو نبودم؟؟؟ مگه من گفتم بيا ازم پير و مراد درست كن و بشو مريدم. من شخصا اينجور مواقع هميشه خودم رو سرزنش ميكنم كه چرا از پشت يك ديوار مجازى شدم عاشق طرف يا اينقدر تو ذهنم پر رنگش كردم كه شد همه فكر و ذكرم، در روياهام باهاش همه كار هم كردم و آخرش فهميدم كه اشتباهى بوده ، نه اينكه اونو ببندم به فحش و بد و بيراه كه چرا اون چيزى نبودى كه من ميخواستم؟؟؟؟
اينكه با هر زبون متلك و غير متلك بخواى بگى مرجان ( هر كس ديگه ميتونه جاى مرجان باشه ) فكر ميكردم آدمى اما حالا فهميدم نيستى، اشكال از خودته نه از مرجان و مرجانها. همه كسانيكه اينجا چيزى مينويسند با كمى بالا و پايين در موضوعات و تاپيك هايى كه انتخاب ميكنند، آدمهايى هستند مشابه، آدمهايى كه ميتونند بد باشند، اگه شما خوب ديديش شايد اشتباه كرده باشى. چند وقت پيش سهيل يك پستى داشت يادم نيست جمله دقيقش ، يا اينكه كى بود تاريخش اما جمله كلى اين جورى بود كه چرا بعضى از دخترهايى كه اينجا رو ميخونند خيال ميكنن من آدم حسابيم، هنوز نميدونن من چه عمله اى هستم !!!!
عين همين حس همه جا هست. از هر جنسى كه هستيد در هر سنى هستيد و در هر شرايط و موقعيتى كه قرار داريد اين رو بدونيد كه طرف شما ممكنه گاه گاهى حرف دل شما رو به زبون بياره، اما الزاما نه قراره اونى باشه كه شما عاشق شخصيتش هستيد و نه قراره فرشته نجات شما باشه، نه قراره عامل بدبختى و افسردگيتون باشه، از غم و غر غر هاش فورى يك جايى رو به رقص و قر نندازيد كه آخ جون فلانى هم مشكل داره!!! مشكل داشتن فلانى هيچ كدوم از مشكلات شما رو كم نميكنه، از شادى و خوشبختى و دختر بازى و پسر بازى طرفتون هم ناراحت نشين چون جاى خوشبختى شما رو تنگ نكرده، اصلا از همه مهمتر براى اون طرف يا به خاطر اون طرف ننويس، شور و حال نوشته هات از بين ميره، در هر جمله اى كه مينويسى دنبال يك زهر چشم گرفتن و يك خط و نشون كشيدن براى اونهم نباش ، بنويس براى خودت، زندگى كن براى خودت، شاد باش براى خودت، غمگين باش براى خودت، اما هميشه اينو يادت باشه كه اگه روو آدم مقابلت اونم تو دنياى مجازى اشتباه كردى، مقصر خودتى و ناپختگيت، نه نويسنده اون وبلاگ. اينها رو گفتم كه بگم براى من هيچكدوم اينها آزار دهنده نيست، چون منهم اين اشتباه رو كردم، اما برام جاى BLAME كردن نيست، حالا كه فكر ميكنم مى بينم نه تقصيرى بود و نه مقصرى.
باز هم طولانى شد، به كسى كارى ندارم خودم رو ميگم ، اگه تو يكسال گذشته وبلاگ نويسى، اشتباهات اين چنينى پيش اومده، هر دو طرف به يك اندازه اشتباه كردند، اما هميشه اينو يادتون باشه كه قرار نيست آدم محترم و دوست داشتنى روياهاى شما در دنياى مجازى همون آدم خوبه قهرمان مدينه فاضله باشه، يك جاى رگلاژ هم بذارين كه شايد جدى طرفتون به قول سهيل يك كمى هم عمله باشه، اونوقت اگه شما اون طرف رو به خاطر عمله بودنش مقصر بدونين يعنى كه خودت 100 برابر عمله ترى كه حتى نتونستى تشخيص بدى، اين " اين" و " اون" ميتونه هر كسى باشه حتى خودم.
آخر هفته خوبى داشته باشيد ايرانيها، كامنتهاى پست قبلى نصفه نيمه جواب دارند يا بى جوابند. كمى گرفتارم، اونهم از نوع درمانى، شايد وقتى كه برگشتم يك پست هم از وضعيت درمان و عكس هايى از SICK KIDS HOSPITAL تورنتو اينجا بذارم ، بد نيست كمى با فرهنگ اين قشر هم آشنا بشيم.
یه ماچ داد و دمش گرم [ 1 ]